معرفی ظرفیت های کهگیلویه و بویراحمد در قاب عکاسان کشوری
یاسوج- مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی کهگیلویه و بویراحمد از اجرای برنامه ملی هنری تور تخصصی عکاسی با حضور عکاسان برجسته کشوری در سطح این استان خبر داد.
به قلم زینب باقیات اصفهانی، جامعه شناس و پژوهشگر حوزه خانواده: در مواجهه با چالش های تربیتی نسل جدید، نخستین نکته بنیادین که باید در نظام فکری خانواده ها بازتعریف شود، تغییر ماهوی مفهوم «مدیریت رسانه» است. ما نمی توانیم بحران های زیست دیجیتال امروز را با ابزارها، روش ها و الگو های دهه های گذشته تدبیر کنیم. برای درک این چرخش تاریخی، کافی است رویکرد سنتی گذشته را با واقعیت کنونی مقایسه کنیم.
به قلم زینب باقیات اصفهانی، جامعه شناس و پژوهشگر حوزه خانواده:
در مواجهه با چالش های تربیتی نسل جدید، نخستین نکته بنیادین که باید در نظام فکری خانواده ها بازتعریف شود، تغییر ماهوی مفهوم «مدیریت رسانه» است. ما نمی توانیم بحران های زیست دیجیتال امروز را با ابزارها، روش ها و الگو های دهه های گذشته تدبیر کنیم.
برای درک این چرخش تاریخی، کافی است رویکرد سنتی گذشته را با واقعیت کنونی مقایسه کنیم. در دوران تلویزیون های سنتی، رایانه های اشتراکی و نسل های اولیه اینترنت، رسانه صرفاً یک «ابزار بیرونی یا جعبه سرگرمی» در گوشه ای از خانه تلقی می شد. شیوه نظارت والدین نیز بر «مرزبانی فیزیکی» استوار بود؛ یعنی والد به سادگی می توانست کابل برق تلویزیون را بکشد یا رایانه را در معرض دید اهل خانه قرار دهد. الگوی فرزندپروری در آن سال ها، رویکردی دستوری، پادگانی و تحریمی بود و به سبب محدودیت راه های جایگزین، گاه به اطاعتی ظاهری می انجامید.
اما در دوران کنونی، یعنی عصر الگوریتم های هوشمند و هوش مصنوعی، رسانه دیگر یک وسیله جانبی نیست، بلکه به یک «زیست بوم هویتی و امتداد وجودیِ نوجوان» بدل شده است. امروز تلفن هوشمند در دست و جیب خود نوجوان قرار دارد و نظارت فیزیکی بر آن ناممکن است. تلاش برای اعمال کنترل پلیسی در چنین فضایی، نه تنها نتیجه بخش نخواهد بود، بلکه آسیب های جبران ناپذیری همچون پنهان کاری بیمارگونه، مقاومت روانی و انقطاع عاطفی میان والدین و فرزندان پدید می آورد. از این رو، وظیفه نهاد خانواده از «مرزبانی فیزیکی» به «توانمندسازی روانی و تفکر نقادانه» انتقال یافته است؛ چراکه نوجوانان امروز بومیان اصلی این جهان مجازی اند، نه رهگذران یا مهاجران آن.
جذابیت مفرط و وابستگی آور پلتفرم های دیجیتال هرگز تصادفی نیست؛ بلکه محصول راهبردی مهندسی شده موسوم به «طراحی متقاعدکننده» است. طراحان شبکه های اجتماعی از قاعده ای تحت عنوان «پاداش متغیر» بهره می برند؛ الگویی مشابه دستگاه های بخت آزمایی که با هر زنگ پیام، دریافت پسند(لایک) یا بازخورد دیگران، ترشح انتقال دهنده های عصبی نشاط آور(نظیر دوپامین) را در مغز برمی انگیزد و نیاز طبیعی نوجوان به پذیرش و تایید جمعی را به بند می کشد.
در چنین فضایی، سه پدیده اضطراب زا سلامت روانی نوجوان را دستخوش بحران می کند:
1. ترس از جا ماندن: نگرانی مداوم و بیمارگونه از بی خبر ماندن از شوخی ها، جریان ها و رویداد های گروه دوستان؛ از آنجا که نوجوان در مرحله حساس هویت یابی گروهی است، احساس بی اطلاعی را معادل با طرد شدن و بی ارزشی می پندارد.
2. پیمایش مداوم تلخی ها(دوم اسکرولینگ): ورق زدن ممتد و وسواس گونه صفحات حاوی حوادث ناگوار، بحران ها و چشم انداز های نومیدکننده؛ رفتاری ناخودآگاه که مغز به بهانه کشف خطر به آن کشیده می شود، اما نتیجه آن آشفتگی ذهنی و اضطراب مزمن است.
3. مقایسه اجتماعی رو به بالا: قیاس پیوسته ابعاد عادی و روزمره زندگی خود با تصاویر گلچین شده، رتوش یافته و صحنه سازی شده دیگران در شبکه های اجتماعی؛ پدیده ای که مستقیماً به افت رضایت از ظاهر بدنی، احساس ناکامی عمیق، افسردگی و سرزنش والدین ختم می شود.
اصرار بر الگو های پلیسی و نظارت اجباری در این فضا، ریشه های شخصیتی نوجوان را تخریب کرده و به فعال سازی آسیب های شناختی می انجامد:
طرح واره اطاعت و تسلیم: تفتیش دائمی تلفن همراه، تجسس در پیام ها و سلب اراده تصمیم گیری، نوجوانی به بار می آورد که در ظاهر مطیع و خاموش است، اما در باطن به پنهان کاری روی می آورد؛ از جمله پناه بردن به دستگاه های ناشناس یا نرم افزار های پنهان ساز محتوا.
طرح واره بازداری هیجانی: سرکوب احساسات طبیعی، پرسشگری و اعتراضات نوجوان در محیط خانه، موجب می شود هیجانات فروخورده به شکل پرخاشگری های تند، قضاوت های کوبنده یا ساخت حساب های کاربری بی نام و نشان در فضای مجازی برون ریزی شود.
نظریه مقاومت روانی: طبق این اصل روان شناختی، هنگامی که فرد حس کند آزادی انتخابش به شیوه ای تحکمی سلب شده است، کشش شدیدی برای شکستن مرز ممنوعیت می یابد. در چنین حالتی، حضور در فضای مجازی از یک سرگرمی فراتر رفته و به میدان نبردی برای اثبات عزت نفس نوجوان تبدیل می شود.
باید میان «مقاومت روانی» و ابزار های «رمزگذاری فنی» تفاوت نهاد؛ مقاومت روانی انگیزه ای جوشیده از سرکوب است و قفل گذاری و رمزنگاری روی برنامه ها صرفاً ابزاری تدافعی است که نوجوان برای صیانت از حریم خصوصی خویش به آن پناه می برد.
برای تبیین روشن این دگرگونی تربیتی، می توان از یک تمثیل بهره برد؛ فضای مجازی در گذشته همانند یک حوضچه کوچک در حیاط خانه بود که می شد با پوشاندن سطح آن، خطرش را دفع کرد. اما فضای مجازی در دنیای امروز، اقیانوسی بی کران و ژرف است. هیچ پدری و مادری نمی تواند فرزند خود را تا همیشه در جزیره خشکی محبوس نگاه دارد؛ او ناگزیر پا به این اقیانوس خواهد نهاد. مشی پلیسی یعنی کشیدن سیم خاردار بر کرانه آب؛ نوجوانی که شناوری نیاموخته باشد، با گذر از اولین مانع در ژرفای آب غرق خواهد شد. در نقطه مقابل، رویکرد همراهی یعنی کنار او ایستادن، فراهم ساختن جلیقه نجات و آموختن اصول شناوری(همان تفکر نقاد و سواد رسانه).
بر پایه پژوهش های جامع پروفسور سونیا لیوینگستون در دانشگاه اقتصاد و علوم سیاسی لندن، الگو های رفتاری خانواده ها در سه سنخ طبقه بندی می شوند؛
1. مداخله محدودکننده: متکی بر ارعاب، ممنوعیت های یک سویه و قطع دسترسی؛ شیوه ای که به گسست اعتماد و اوج گیری پنهان کاری می انجامد.
2. پایش فنی: بهره گیری از شیوه های تجسس پنهان یا نرم افزار های شنود و ردیابی؛ روشی که به محض افشا شدن، احساس امنیت روانی در خانواده را به کلی نابود می کند.
3. میانجی گری فعال و مشارکتی(رویکرد تأییدشده علمی): راهبری تعاملی، گفت وگوی اقناعی، بازخوانی منتقدانه پیام های رسانه ای و مشارکت دادن خود نوجوان در تنظیم پیمان نامه های مصرف رسانه در خانواده.
مسئله اعتیاد به بازی های رزمی و گروهی برخط، تفاوتی بنیادین با گشت وگذار در شبکه های اجتماعی دارد. ویژگی منحصر به فرد این بازی ها، «نبود امکان توقف یا مکث در جریان رقابت» است. از آنجا که این مسابقات به صورت زنده و گروهی برگزار می شوند، اجبار نوجوان به خروج ناگهانی از بازی مساوی با تنزل جایگاه گروهی، جریمه درون بازی و سرافکندگی نزد هم تیمی ها تلقی شده و تنش های کلامی سختی در منزل می آفریند. از سوی دیگر، این بستر پاسخی به عطش سن بلوغ برای کسب تسلط، تجربه پیروزی و تخلیه آدرنالین است.
مهار این حوزه نیازمند کاربست روش های اختصاصی است:
تنظیم مقررات براساس «دور بازی» به جای «ساعت عقربه ای»: با نوجوان توافق شود که سهمیه او مشخصاً چند راند یا دور کامل از بازی است تا مسابقه نیمه کاره رها نشود.
هشدار پیش از پایان وقت: اعلام زمان باقی مانده دقایقی پیش از آغاز دور جدید، از شکل گیری احساس غافلگیری و پرخاشگری جلوگیری می کند.
تغذیه حس شایستگی در جهان عینی: ایجاد بستر های واقعی برای تخلیه هیجان و کسب موفقیت؛ نظیر فعالیت های ورزشی چالشی، کسب مهارت های فنی و سپردن نقش های مسئولانه در اداره خانه.
کنترلگری صرف و شیوه های نظارت پلیسی، فرساینده، کم اثر و زمینه ساز واگرایی نسلی است. مصونیت راستین فرزندان در عصر الگوریتم های هوشمند، تنها از گذرگاه «رشد مهارت های خودفرمانی و نظارت درونی»، «تعمیق سواد نقادانه رسانه» و «تحکیم پیوند دلبستگی ایمن در خانواده» محقق می شود. رشته ارتباطی حیاتی میان نسل امروز و والدین، نه فناوری های نظارتی، بلکه «اعتماد متقابل» است؛ اگر والدین برای نجات ظاهر فرزند، این رشته اعتماد را بگسلند، نفوذ تربیتی خویش را برای همیشه از کف خواهند داد.
انتهای پیام
{{name}}
{{content}}